معیارها و رهنمودهای تحلیل کیفیت آب آشامیدنی
مقدمه
شناخت تركيبها، مواد و موجودات زندهيي كه ميتوانند همراه آب از مكاني به مكان ديگر منتقل شوند، همراه با آگاهي از تاثيرگذاري آنها بر كاربريهاي گوناگون آب، به ويژه بر سلامت انسان، رويكرد ويژه و مهم كنترل كيفيت را در ميان علوم و شاخههاي متعدد مهندسي آب ايجاد كرده است.
در كنترل كيفيت، فرمول عمومي آب به صورت كلي X+O٢H تعريف ميشود كه در آن X نمايانگر اجزاي فيزيكي، شيميايي و ميكروبي همراه آب است كه بر حسب نوع و مقدار اجزاي تشكيلدهنده، هر يك قادر به تاثيرگذاري بر بهبود كيفيت و افزايش مقبوليت آب و يا تهديد سلامت و محدود ساختن كاربري آن هستند. آلودگي آب به يك معنا تغيير عاملهاي تعيين كنندهي كيفيت آب به مقادير بيش از حدود تعيين شده در كاربري تعريف شدهي آب است. Martin (١٩٩٠)Holdgate آلودگي را در مفهوم عام آن چنين تعريف كرده است : "مواد و يا انرژي ناشي از فعاليتهاي انساني يا رخدادهاي طبيعي كه براي انسان و ديگر موجودات زنده زيانآور بوده، سبب تداخل در اكوسيستم و تخريب اموال و داراييها شده و يا در استفادههاي مجاز (قانوني) از محيط وقفه ايجاد كند."
اپيدمي يا وقوع موارد بيش از حد انتظار يك عارضه در جامعه، به افزايش ميزان بروز عارضه در سه سال گذشته با توجه به نوع و تعداد موارد گزارش شدهي
بيماري اطلاق ميشود. بر پايهي اين تعريف، مشاهدهي حتي يك مورد بيماري وبا در يك منطقهي پاك و غيرآلوده ممكن است اپيدمي تلقي گردد و حال آن كه اعلام موارد زيادي از ابتلاي افراد به سرماخوردگي و يا اسهال در هنگام تغيير فصل، وضعيتي عادي باشد.
اصل اساسي در بررسي اپيدمي بيماريهاي زايش از آب و متهم ساختن آن به شيوع بيماري در جامعه، توجه به شرط فراگير بودن بيماري است. در مورد
بيماريهاي زايش از آب، شرط فراگير بودن به صورت زير تعريفميشود : "هر گاه توزيع آماري [ميانگين (m) و انحراف معيار (d)] يك بيماري زايش از آب در يك بازهي زماني مشخص باشد، زماني آب عامل شيوع بيماري خواهد بود كه تعداد مبتلايان به آن، در همان بازهي زماني، از d٣+m بيشتر باشد."
سابقهي جست و جوي ميكروبها در آب از سال ١٧٧٤ و در پي اثبات ارتباط شيوع بيماريهاي وبا و حصبه با آب، تلاش براي شناسايي و تعيين مقدار عاملهاي بيماريزا در آب آغاز شد; اما در عمل بهرغم تمهيدهاي بسيار، جست و جو و شمارش عاملهاي بيماريزا در آب، به عنوان آزمونهاي رايج و روزانه، به دليل تعداد اندك عاملهاي بيماريزا در آب و در نتيجه نياز به برداشت حجم زياد نمونه، طول عمر به نسبت كوتاه عاملهاي بيماريزا در آب و الزام به تكرار مونهبرداري و آزمون در حداقل زمان، نياز به تجهيزات ويژه و كاركنان مجرب و گستردگي عاملهاي بيماريزا در آب به شكست انجاميد. از اين رو پژوهشگران به جست و جوي يافتن ميكروارگانيسمي برآمدند كه بتواند ضمن برخورداري از ويژگيهاي باكتريهاي مدفوعي و يا دارا بودن منشا گوارشي (پنجرهي ١)، نشانگر حضور عاملهاي بيماريزا در آب باشد. سرانجام گروه كليفرمها كه اغلب و نه تمامي ويژگيهاي باكتري شاخص (پنجرهي ٢) را دارد، به عنوان مشخصهي آلودگي آب به مدفوع حيوانات خونگرم برگزيده شد.
باكتريهاي كليفرم
اين باكتري براي اولين بار در سال ١٨٨٥ توسط يك دانشمند آلماني به نام Escherchia در مدفوع انسان شناسايي و نام coli Bacterium بر آن نهاده شد.
در سال ١٩٠٤ Eijkman دريافت كه كليفرمهاي با منشا مدفوعي، قادر به تخمير لاكتوز و توليد گاز از آن در دماي ٤٧ درجهي سانتيگراد هستند. در سال ١٩٣٠ McKenzie براي جداسازي اشكال مدفوعي از غيرمدفوعي اين باكتري، دماي ٥/٤٤ درجهي سانتيگراد را پيشنهاد كرد و نام I Type coli Bacterium را بر اشكال مدفوعي آن نهاد كه بعدها به افتخار كاشف آن، به coli Escherchia تغيير نام يافت. تعريف ويژگيهاي باكتري كليفرم، همزمان با توسعهي روشهاي تشخيص آن، دستخوش تغيير بوده است. بنابر اعلام APHA (Health Public American Association) كليفرمها، باكتريهاي هوازي اختياري، گرم منفي، فاقد توانايي اسپورزايي، ميلهيي شكل كه قادر به تخمير لاكتوز و توليد گاز از آن هستند. WHO مشخصههاي باكتريهاي كليفرمها راه صورت زير بيان كرده است:
"باكتريهاي گرم منفي و ميلهيي شكل، قادر به رشد در حضور املاح صفراوي و ساير فعالكنندههاي سطحي، قادر به تخمير لاكتوز در دماي ٣٥ تا ٣٧ درجهي
سانتيگراد و توليد اسيد، گاز و آلدئيد از آن در زمان ٤٨ - ٢٧ ساعت. اين باكتريها فاقد آنزيم اكسيداز بوده، اسپورزا نبوده و واجد آنزيم glactosidase-b هستند." جديدترين تعريف باكتريهاي كليفرم برپايهي ژن توليدكنندهي آنزيم glactosidase-b كه سبب تجزيهي قند لاكتوز به قندهاي سادهي گلوكز و گالاكتوز ميشود، قرار دارد. اساس اغلب روشهاي نوين و سريع شناسايي و شمارش كليفرمها نيز بر پايهي اين آنزيم استوار است. Holdgate .M تعريف خود از واژهي آلودگي را اين چنين تصحيح كرده است: " هر چيزي، در جاي نادرست، زمان نادرست و مقدار نادرست " in Something the at ,place wrong the quantity wrong the in ,time wrong از ديدگاه ميكروبي، فقدان هر گونه عامل ميكروبي در آب آشاميدني مطلوب و هدف نهايي است. توزيع گستردهي آب و توانايي آن در تداوم بقاي عاملهاي ميكروبي و سهولت راهيابي و انتقال ميكروبها در محيطهاي آبي به ميزبانهاي آنها، آب را به يكي از روشهاي مهم انتقال و پراكندگي بيماري تبديل كرده است.
پنجرهي ١: ويژگيهاي ميكروبي مدفوع انسان
هر انسان بالغ در روز ، ١٠٠ تا ١٥٠ گرم مواد زايد جامد (مدفوع) از طريق دستگاه گوارش و ١ تا ٣/١ ليتر ادرار دفع ميكند. در هر گرم مدفوع بيش از ١٠١٢ عدد باكتري وجود دارد. اين تعداد باكتري، حدود ٩ درصد از وزن مرطوب مدفوع را شامل ميشوند. باكتريهاي موجود در فاضلاب خانگي كه اغلب از مدفوع سرچشمه ميگيرند، به يكي از گروههاي زير تعلق دارند: گرم منفي و هوازي اختياري: ,Klebsiella Enterobacter Shigella ,Escherichia ,Plesiomonas ,Vibrio ,Aeromonas گرم منفي و هوازي: Flavobacterium ,Alcaligenes ,Pseudomonas گرم مثبت و اسپورزا: Bacillus گرم منفي و فاقد توان اسپوزايي: Arthrobacter , Corynebacterium ,Rhodococcus هر انسان بالغ در هر روز ١٠٩*٢ ـ ١٠٧ عدد باكتري اشريشياكلي گرماپاي از طريق مدفوع دفع ميكند.
باكتري اشريشياكلي اغلب و نه تمامي ويژگيهاي باكتري شاخص ميكروبي را دارا است و ساير ميكروارگانيسمهاي شاخص ديگربه عنوان مكمل اين باكتري در ارزيابي آلودگي ميكروبي نابع آب، در شرايط خاص، محسوب ميشوند. وجه تمايز باكتري اشريشياكلي از گروه كليفرمها، توانايي آن در تخمير ياكتوز در دماي ٥/٤٤ درجهي سانتيگراد و توليد گاز اندول از تريپتوفان است. اين باكتري به تعداد ١٠٩*٢ ـ ١٠٧ عدد در هر گرم مدفوع انسان وجود دارد(پنجرهي ١) و علاوه بر مدفوع انسان، حيوانات و پرندگان، در فاضلابهاي خانگي، پسابهاي تصفيهشدهي فاضلابها، آبهاي طبيعي غني از مواد آلي و خاكهايي كه به تازگي به مدفوع آلوده شدهاند، حضور دارند. باكتريهاي كليفرم به خانوادهي آنتروباكترياسه تعلق دارند. اين خانواده از جنسهاي Esecherichia Citrobacter ,Enterobacter و Klebsiella تشكيل شده است و هر چند اغلب گونههاي اعضاي اين خانواده قادر به تخميرلاكتوز در دماي ٤٥-٤٤ درجهي سانتيگراد هستند، اما تمامي آنها به الزام منشا مدفوعي نداشته و در آبهاي غني از موادآلي، گياهان در حال فساد و خاكها نيز حضور دارند. از اين رو سازمان جهاني بهداشت كاربرد واژهي كليفرم مدفوعي را صحيح ندانسته و واژهي باكتريهاي كليفرم گرماپاي (Bacteria) Coliform Thermotolerant را توصيه كرده است. علاوه بر منشا طبيعي، رشد مجدد (Regrowth) اين باكتريها در شبكههاي توزيع آبي كه در آنها آبهاي با محتوي مواد آلي (BOD بيشتر از ١٠ ميليگرم در ليتر) و فاقد باقيماندهي گندزدا جريان داشته و دماي آن نيز از ١٥ درجهي سانتيگراد بيشتر است، رخ خواهد داد. Serratia , aquatilis Rabnella fonticola و agrestis Buttiauxella از جمله باكتريهاي گروه كليفرم به شمار ميروند كه در آبهاي با كيفيت خوب قادر به رشد هستند. حضور باكتريهاي كليفرم در آبهاي تصفيه شده، نشانهي عدم تصفيهي كامل، نقص در واحدهاي گندزايي و يا غني بودن آب از مواد آلي است. يادآور ميشود در روش تخمير چند لولهيي كه روش متعارف شناسايي و شمارش باكتريهاي كليفرم در ايران است، حجم نمونهي كشت شده و تعداد لولههاي حاوي محيط كشت، تابعي از شدت آلودگي است و بايد مطابق جدول ١ كه توسط APHA در سال ١٩٩٢ توصيه شده و در جلد سوم رهنمودهاي كيفي آب آشاميدني سازمان جهاني بهداشت (١٩٩٧) نيز به آن اشاره شده است، انجام شود. رويكردهاي نوين در تحليل كيفيت ميكروبي آب بر پايهي مطالعههاي متعدد محققان در كدورتهاي كمتر از ٥/٠ واحد NTU، حضور انگل كريپتوسپوريديوم و شيوع بيماريهاي ناشي از آن در آب آشاميدني به اثبات رسيده است و سازمان حفاظت محيط زيست ايالات متحده (Agency Protection Environmental -EPA) در آخرين بازنگري قوانين تصفيهي آبهاي سطحي اين كشور در سال ١٩٩٩ زدايش حداقل ٢ واحد لگاريتم انگل كريپتوسپوريديوم را به كارايي تصفيهخانههاي آب در حذف ٣ واحد لگاريتم كيست ژيارديا و ٤ واحد لگاريتم ويروسهاي رودهيي افزوده است; اين در حالي است كه به استناد رهنمود سازمان جهاني بهداشت، از ديدگاه ويروسي هرگاه حضور باكتري شاخص كليفرم گرماپاي در آب تاييد شود، آلودگي ويروسي آن نيز مفروض است و در صورتي كه آب عاري از كليفرمهاي گرماپاي بوده و معيار ميانهي كدورت آن، از يك واحد در مقياس NTU و در يك نمونهي منفرد از ٥ واحد NTU فراتر نرود، به احتمال قريب به يقين (٩٩/٩٩ درصد) آب فاقد آلودگي ويروسي است، مشروط بر آن كه كلر باقيماندهي آزاد آب پس از زمان تماس ٣٠ دقيقه حداقل ٥/٠ ميليگرم در ليتر و pH آب كمتر از ٨ واحد باشد. EPA نيز در بازنگري قوانين تصفيهي آب اين كشور، شرط كاركرد مطلوب تصفيهخانههاي آب را بر مبناي كدورت قرار داده ومعتقد است كه براي اطمينان از سلامت ميكروبي آب و نيل به زدايش عاملهاي ميكروبي پيشبيني شده در اين قانون، حداكثر كدورت آب صاف شده نبايد از يك واحد NTU و در ٩٥ درصد نمونههاي ماهانه، براساس پايش چهار ساعته، از ٣/٠ واحد NTU فراتر رود. بايد توجه داشت كه يافتههاي پژوهشي، عدم حضور كليفرمهاي گرماپاي را شرط كافي براي سلامت ميكروبي آب قلمداد نكرده و سازمان جهاني بهداشت در رهنمود سال ١٩٩٦ خود به صراحت به فقدان انگلهاي ژيارديا و كريپتوسپوريديوم در آب آشاميدني اشاره كرده است. زيرا براساس يافتههاي موجود شمارش باكتريهاي فرصتطلب و شخيص كيست تكياختههاي بيماريزا در آب آشاميدني، به رغم وجود كلر باقيماندهي آزاد و عدم حضور باكتريهاي كليفرم در آب به اثبات رسيده است. EPA نيز طراحي و تعيين كارآمدي واحدهاي تصفيه در زدايش آلايندههاي ميكروبي آب را بر فرض آلودگي منابع آب به كيست ژيارديا، كريپتوسپوريديوم و ويروسهاي رودهيي بنا نهاده و معتقد است تقليل عاملهاي ياد شده در آب، منوط به توانايي تصفيهخانهها در زدايش كدورت و كاستن از جمعيت ميكروبي آب تا كمتر از ٥٠٠ كلني شمارش شده در هر ميليليتر (Unit Forming Colony)(mL/cfu) است. لذا در تحليل كيفيت ميكروبي آب آشاميدني، علاوه بر توجه به مشخصههاي كدورت، باكتريهاي كليفرم گرماپاي، كلر باقيماندهي آزاد و عاملهاي وابسته به آن نظير دما و pH، كه به اختصار "پكدبك" ناميده ميشود; شمارش باكتريهاي هتروتروف و تعيين مقدار تخم نماتودهاي آزادزي نيز بايد مورد توجه قرار گيرد. ضمن آن كه بر پايهي مطالعههاي متعدد و به دليلهاي زير استفاده از شاخص كليفرم در تحليل كيفيت ميكروبي آب با ترديد مواجه است: رشد مجدد در محيطهاي آبي رشد و تكثير در شبكهي توزيع عدم تشخيص در آبهاي با حمعيت ميكروبي زياد عدم ارتباط بين تعداد كليفرمها و تعداد عاملهاي بيماريزا عدم ارتباط منطقي بين تعداد ويروسها و پروتوزاها با حضور و يا عدم حضور كليفرمها امكان حصول نتايج مثبت يا منفي نادرست در آزمون حضور و تعيين مقدار كليفرمها هر چند كه به دليلهاي ياد شده باكتريهاي كليفرم از ويژگيهاي باكتري شاخص آلودگي ميكروبي آب فاصله گرفته است (پنجرهي ٢)، اما به نظر ميرسد در سالهاي آتي اين باكتريها همچنان به عنوان شاخص ميكروبي در بسياري از استانداردهاي ميكروبي كشورها رايج باشد. اتحاديهي اروپايي نيز بهرهگيري از آن را در زمرهي عاملهاي شاخص ميكروبي آب در كشورهاي عضو اين اتحاديه تا سال ٢٠٠٧ مجاز اعلام كرده است. بايد توجه داشت كه در استاندارد ملي و رهنمود سازمان جهاني بهداشت اگر چه بر فقدان باكتريهاي كليفرم گرماپاي در آب
١. ساكن طبيعي دستگاه گوارش افراد سالم باشد.
٢. تنها ساكن دستگاه گوارش باشد و در خارج از دستگاه گوارش فقط در مدفوع وجود داشته باشد.
٣. تنها در دستگاه گوارش انسان يافت شود.
٤. زماني كه عاملهاي بيماريزاي مدفوعي حضور دارند، وجود داشته باشد. به تعبير ديگر، حضور آن نشانگر حضور عاملهاي بيماريزا باشد.
٥.در خارج از بدن ميزبان توانايي تكثير نداشته و سرعت مرگ و مير آن درمحيط، كمتر يا معادل عاملهاي بيماريزا باشد.
٦. مقاومت آن در برابر شرايط نامساعد محيط و فرآيندهاي تصفيهي آب و فاضلاب، معادل و يا بيشتر از عاملهاي بيماريزا باشد.
٧. جداسازي، تشخيص و شمارش آن به سهولت انجام شود.
٨. و سرانجام آن كه بيماريزا نباشد.آشاميدني تاكيد شده است، اما در عين حال حضور مجموعهي كليفرمها در ٥درصد از نمونههاي مورد آزمون، مشروط بر كفايت نمونهبرداري سالانه، مجازدانسته شده است. به همين دليل در رويكردهاي نوين تحليل كيفيت ميكروبي آب، علاوه بر باكتريهاي كليفرم گرماپاي و كلر باقيماندهي آزاد، شاخصها و ملاكهاي ديگر ميكروبي نيز به شرح زير مورد نظر است :
باكتريهاي هتروتروف
Count Plate Heterotrophic (HPC) اين باكتريها، مجموعهيي از باكتريهاي هوازي - بيهوازي اختياري هستند كه به جز دو جنس آن (Bacillus ,Microcoucus) گرم منفي بوده و جنسهاي ,Klebsiella ,Flavobacterium Proteus ,Enterobacter ,Aeromonas ,Serratia ,Moraxella ,Alcaligenes ,Citrobacter ,Pesudomonas و Acinitobacter را شامل ميشوند. جنسهاي غالب اين مجموعه، باكتريهاي Pesudomonas ,Serratia ,Enterobacter ,Flavobacterium و Acinitobacter هستند. علاوه بر جنسهاي ياد شده، برخي ازباكتريهاي مهم در پزشكي نظير: Mycobacterium ,Staphylococcus و Serratia نيز در تركيب باكتريهاي هتروتروف ممكن است حضور داشته باشند. باكتريهاي هتروتروف ساكن طبيعي بدن انسان و حيوانات بوده و از طريق مدفوع دفع ميشوند. برگ درختان، خاك، آب، قطرههاي باران و حتي بزاق دهان نيز تعداد معتنابهي از اين باكتريها را در خود جاي دادهاند. هر اينچ مربع از پوست سالم انسان، ميزبان صدها هزار باكتري هتروتروف است. اين باكتريها در بسترهاي كربن فعال، رزينها، صافيهاي ماسهيي و غشايي، شبكههاي توزيع و اجزاي آن، خنككنندهها، مخازن تحت فشار و حتي جدار بطريهاي آب وجود داشته و اثر ناشي از تغيير جمعيت آنها بر كيفيت آب و تاسيسات آبرساني با ضريب ١٠ تغيير ميكند. تغييرات جمعيت اين باكتريها در شبكهي توزيع از سه نظر حايز اهميت است:
زيبايي شناختي: ايجاد طعم و بو، تغيير رنگ، ايجاد و رشد لايههاي لزج چسبنده (Slime)
اقتصادي: نظير خوردگي، رسوبگذاري و كاهش آبدهي بيماريزايي: باكتريهاي هتروتروف شاخص سلامت ميكروبي از نظر بيماريزايي نيستند ولي برخي از آنها: (٧H ١٥٧O oli .E) بيماريزا و گروهي ديگر از آنها (سودوموناس عامل عفونتهاي پوستي و ريوي و آئروموناس عامل گاستروآنتريت) فرصت طلب هستند و از اين رو فراواني اين باكتريها در آب آشاميدني ميتواند سلامت افرادي كه دچار سوختگيهاي شديد شدهاند و يا تحت درمان با كورتيكوستروئيدها قرار دارند، افراد مبتلا به بيماري سندروم نقص اكتسابي سيستم ايمني(ايدز)، نوزادان، سالخوردگان و زنان باردار كه همگي در زمرهي افراد آسيبپذير محسوب ميشوند را به مخاطره اندازد.
هر چند كه HPC به عنوان شاخص سلامت ميكروبي كمتر مورد توجه است، اما شمارش و تعيين مقدار اين باكتريها، مشخصكنندهي چگونگي عملكرد و شاخص كنترل فرآيندهاي تصفيهي آب و تاسيسات شبكهي توزيع محسوب ميشود و در موارد زير كاربرد دارد:
ارزيابي كارآمدي فرآيندهاي تصفيهي آب (انعقاد، گندزدايي)
كنترل كيفيت ميكروبي آب تصفيه شده در مخازن و شبكه
تعيين نياز و يا عدم نياز به شست و شوي شبكه و مخزن
تعيين كارآمدي شست و شوي شبكه و مخزن
تعيين وقوع و ميزان رشد ميكروبي در تاسيسات
تعيين احتمال وقوع رشد مجدد در شبكهي توزيع
تعيين كيفيت آبهاي بطري شده
به طور كلي تعداد شمارش شدهي باكتريهاي هتروتروف به نوع محيط كشت، زمان و دماي انكوباسيون و سرانجام روش كشت بستگي داشته و با افزايش دما و زمان انكوباسيون تعداد شمارش شدهي آنها افزايش مييابد. تعداد باكتريهاي HPC در شبكههاي توزيع بنابر نظر (١٩٩٩)Bitton از كمتر از ١٠ تا بيشتر از ١٠٤ كلني در هر ميليليتر و بر پايهي اعلام انجمن كارهاي آبي ايالات متحده (Association Works Water American -AWWA) تا mL/cfu ١٠٥ متغير است. در شبكهي توزيع آب شهر Ohio در ايالت Columbus ، تعداد اين باكتريها تا mL/cfu ١٠٧ * ١/٣ اندازهگيري شده است كه اغلب آنها باكتريهاي احياكنندهي سولفات بودهاند. عاملهاي موثر بر رشد و تعداد جمعيت ميكروبي در شبكهي توزيع كربن آلي قابل جذب Carbon Organic Assimibible (AOC): به طور كلي مواد غذايي (كربن آلي قابل جذب) عامل محدود كنندهي رشد ميكروبي در شبكههاي شهري محسوب شده و رشد اغلب باكتريها در غلظتهاي كمتر از ١٥ - ١٠ ميكروگرم در ليتر كربن آلي قابل جذب متوقف ميشود و اين در حالي است كه باكتريهاي گروه كليفرم , coli.E) (cloacaea.E و pnenumonac.K و aerogenes.E در غلظتهاي بسيار كمتر AOC نيز قادر به رشد هستند. باقيماندهي گندزدا: بنابر اعلام AWWA حداقل باقيماندهي كلر آزاد براي
كنترل باكتريهاي هتروتروف در جريان آب و نه در حالت Biofilm، ٢/٠ ميليگرم در ليتر است.
جنس شبكه: شبكههاي فلزي محيط مناسبي براي رشد باكتريهاي آهن به ويژه باكتري Gallionella است. اين باكتري داراي Stalk پوشيده از هيدروكسيد آهن است. در لولههاي اتيلن - پروپيلن و سطوح لاستيكي، رشد باكتريها بيشتر از لولههاي PVC و يا فولادي است. دما كدورت تعداد اوليهي باكتريهايي كه از طريق تصفيهخانه وارد شبكه ميشوند اعلام كرده است:
دما بيشتر از ١٠ درجهي سانتيگراد كلر باقيماندهي آزاد كمتر از ٢/٠ ميليگرم در ليتر استانداردها و معيارهاي قضاوت صورتي كه اين مقدار به ١٥٠٠ كلني در هر ميليليتر فزوني يابد، نشانهي نقص در تاسيسات آبرساني و به احتمال نياز به شست و شوي شبكه و مخزن است. بنابر ضابطهي اتحاديهي اروپايي افزايش معنيداري در تعداد شمارش شدهي (Adminestration Drug & Food -FDA) حداكثر مجاز شمارش كلني باكتريها در آبهاي بطري شده را بر پايهي فناوري تصفيه و روش پركردن بطريها قرار داده و اعلام داشته است در هيچ يك از بطريهاي پر شده تعداد كلني شمارش شدهي باكتريها، نبايد از ٥٠٠ واحد در هر ميليليتر بيشتر باشد. اتحاديهي اروپايي تعداد مجاز باكتريهاي هتروتروف را ١٠٠ كلني در هر ميليليتر آب بطري شده در دماي ٢٢ درجهي سانتيگراد و ٢٠ كلني در هر ميليليتر آب بطري شده در دماي ٣٧ درجهي سانتيگراد در نقطهي پر كردن اعلام كرده است. انجمن بينالمللي آبهاي بستهبندي (Association Water Bottled International-IBWA) در استاندارد كيفيت ميكروبي آبهاي بطري شده اظهار داشته است كه: در تمامي آبهاي AWWA شرايط مناسب براي رشد باكتريهاي هتروتروف را به صورت زير AOC بيشتر از ٥٠ ميكروگرم در ليتر EPA در آخرين استاندارد ميكروبي آب در سال ٢٠٠٠ حداكثر تعداد مجاز HPC در شبكهي توزيع را mL/cfu٥٠٠ تعيين كرده و اعلام داشته است در HPC در شير برداشت نبايد رخ دهد . ادارهي غذا و داروي ايالات متحده بستهبندي در نقطهي پر كردن، بايد تعداد باكتريهاي هتروتروف كمتر از ٣٠ ودر ٩٠ درصد از بطريهاي آزمون شده نبايد از ٢٠٠ كلني در هر ميليليتر، پس از گذشت ٥ روز از زمان پر شدن بيشتر باشد.
شركت مهندسي آب و فاضلاب كشور براي نمونهبرداري و آزمون باكتريهاي هتروتروف جدول ٣ را پيشنهاد كرده است. كدورت كدورت توانايي آب در عبور مستقيم ور است. طيف وسيعي از ذرات با اندازهها و ماهيتهاي فيزيكي، شيميايي و بيولوژيك، با جذب و يا پراكنده ساختن نور تابيده شده، مانع عبور مستقيم آن از آب شده و در نتيجه كدورت آب را سبب ميشوند و از اين رو در شناسايي و كنترل كيفيت آبها، كدورت، مشخص كنندهي بسياري از ويژگيهاي آب است. زماني كه كدورت آب خام و يا تصفيه شده زياد باشد، ميتوان انتظار داشت كه آب رنگي و بودار باشد. حدود نيمي از عاملهاي مسبب رنگ آب از مواد يوميك كه به صورت كلوئيدي هستند، سرچشمه ميگيرد. اين نوع رنگ اگر چه در زمرهي رنگ حقيقي آب محسوب نميشود، اما بخش عمديي از آن پس از حذف كدورت نيز باقي ميماند. در سامانههاي آبرساني كدورت از مواد معدني، آلي و حتي موجودات ميكروبي ناشي ميشود. اين نوع ذرات بستر مناسبي را براي جذب حشرهكشها و ساير تركيبات آلي انسان ساخت، ميكروارگانيسمها و حتي فلزات سنگين را فراهم ميآورند. از اين رو حضور ذرات در محيطهاي آبي نه تنها از مقبوليت و پذيرش عمومي آب به دليل ايجاد ظاهر كدر و تيره ميكاهد، بلكه از نظر كيفيت ميكروبي و شيميايي و تاثير آن بر سلامت مصرف كننده نيز حايز اهميت است. ميكروارگانيسمها علاوه بر آن كه خود بخشي از كدورت آب را تشكيل ميدهند، ذرات آلي و معدني مسبب كدورت نيز با فراهم آوردن مواد غذايي و بستر مناسب براي رشد ميكروبها در شبكههاي توزيع، با ايجاد پوشش محافظ، مانع از دسترسي و تماس مواد گندزدا با ميكروبها ميشوند. در مطالعههاي متعدد ارتباط معنيدار كدورت و تعداد ميكروبها در آب به اثبات رسيده و با كاهش كدورت، تعداد ميكروبها نيز در منابع آب تقليل مييابد. مطالعهي (١٩٩٣)Lechevallier و Norton در سه تصفيهخانهي آب كه آب خام آنها از منابع مختلف در حوضههاي آبريز جداگانه تامين ميشود، نشان داد كه به ازاي زدايش هر واحد لگاريتم كدورت، ٨٩/٠ واحد لگاريتم انگلهاي ژيارديا و كريپتوسپوريديوم از آب حذف ميشود. يافتههاي اين محققان اگر چه بر پايهي مقادير اين دو انگل در آب خام و تصفيه شده و كارآمدي تصفيهخانههاي مورد مطالعه به دست آمده و قابل تعميم به تمامي تصفيهخانههاي آب نيست; اما گواه اين واقعيت است كه زدايش عاملهاي ميكروبي در فرآيندهايتصفيهي آب، همزمان با حذف كدورت انجام ميشود. (١٩٩٢)Nieminski ارتباط وثيق (٩١/٠ = ٢R) حذف كدورت و كارآمدي تصفيهخانههاي متعارف در زدايش ژيارديا و كرپيتوسپوريديوم را از آب گزارش كرده است. بنابر اعلام (١٩٩٥)Nieminski و Ongerth در صورتي كه كدورت متداول آب خام ورودي به تصفيهخانههاي آب در محدودهي ٥/٢ تا ١١ واحد تا ٢/٠ واحد NTU تقليل يابد، در تصفيهخانههاي متعارف به ترتيب ٢٥/٢ و كريپتوسپوريديوم و ژيارديا از آب حذف خواهند شد. نبايد از ياد برد هر چند در رهنمود سازمان جهاني بهداشت و استاندارد ملي، بر مبناي جنبههاي زيباييشناختي و مقبوليت عمومي، حداكثر كدورت مجاز آب آشاميدني ٥ واحد NTU قيد شده است، اما در صورت كاركرد صحيح تصفيهخانههاي آب، كدورت آب صاف شده به كمتر از يك واحد NTU تقليل خواهد يافت. از اين رو مشاهدهي كدورتهاي بيش از يك واحد NTU نشانهي نقص و عدم كاركرد صحيح واحدها و فرآيندهاي تصفيه در پالايش آب است.
تاثير ديگر كدورت بر كيفيت ميكروبي آب، عدم تاثيرگذاري و كارآمدي گندزداها در انهدام عاملهاي ميكروبي است. ميكروبهايي كه در لابه لاي ذرات آلي و معدني معلق و كلوييدي آب پنهان شدهاند، ضمن آن كه از دسترسي و تماس با عامل گندزدا مصون ميمانند، با تغذيه از مواد آلي و معدني، به رشد و توليد مثل خود ادامه ميدهند، به طوري كه در رهنمود سازمان جهاني بهداشت در سال ١٩٩٦ به حضور كليفرمها در كدورتهاي ٤ تا ٨٤ واحد NTU به رغم وجود ١/٠ تا ٥/٠ ميليگرم در ليتر كلر آزاد باقيمانده، پس از زمان تماس زماني كه باكتري coli .E در پوشش ذرات معلق و يا به صورت Biofilm در ميآيد، در مقايسه با حالت آزاد، مقاومت آن در برابر كلر ٢٤٠٠ مرتبه افزايش مييابد. نهايت آن كه، عامل كدورت، به دليل ارتباط نتگاتنگ با حضور ميكروبها در آب، نه تنها به عنوان يك شاخص ميكروبي كارآمد در تحليل كيفيت آب به شمار ميرود (جدول ٤)، بلكه يكي از معيارهاي مهم طراحي، راهبري و نظارت بر چگونگي كاركرد تصفيهخانههاي آب است.
اين باكتري كه به تازگي به faecalis Enteroccuse تغيير نام يافته است و به تعداد ١٠٨- ١٠٥ عدد در هر گرم مدفوع مرطوب وجود دارد، كوكسي گرم مثبت با زنجيرهي خطي، عدم تحرك، فاقد توان اسپورزدايي، قادر به رشد در حضور املاح صفراوي در دماي ٤٤ درجهي سانتيگراد است و از توانايي رشد در غلظتهاي بالاي آزايد سديم كه براي اغلب باكتريهاي گرم منفي و از جمله كليفرمها، مانع رشد (Inhibitor) محسوب ميشود، برخوردار است. از انواع اين باكتري تنها گونههاي bovis.E و equinus.E كه واجد آنتيژن D لانسفيلد هستند، به همراه faecaium.E ,durans.E ,faecalis.E و hirae.E به عنوان اشكال مدفوعي مورد توجهاند. در حالي كه برخي ديگر از گونهها و زيرگونههاي NTU با حداكثر ٢٨ واحد NTU باشد و كدورت آب صاف شده به حدود ١/٠ ٣/٣ و در صافسازي مستقيم ٨/٢ و ٩/٣ واحد لگاريتم انگلهاي ٣٠ دقيقه اشاره شده است. (١٩٩٨)Lechevallier و همكاران اظهار داشتهاند faecalis Streptoccusc
آن نظير: ,casseliflavus.E ,liquefaciens var.E ,malodoratus.E وsolitarius.E به طور عمده از مواد گياهي سرچشمه ميگيرند. استفاده از استرپتوكوكها در تحليل كيفيت ميكروبي آب، براي اولين بار در اوايل قرن نوزدهم مورد توجه قرار گرفت. توليد مثل اندك در محيطهاي آبي، مقاومت بيشتر در شرايط نامساعد محيطي نسبت به كليفرمها و در نتيجه بقاي بيشتر در محيطهاي آبي، از مزاياي اين باكتري به عنوان شاخص ميكروبي آب ياد شده است. در مقابل حضور تعداد متر آنها در مدفوع در مقايسه با باكتريهاي كليفرم، فقدان روش استاندارد براي شمارش آنها در بيش از ٧٠ نوع محيط كشت پيشنهادي، ناهمگوني گونههاي متعدد اين باكتري از نظر اكولوژي و تاكسونومي، تنوع قضاوت در خصوص سطح كيفيت ميكروبي آب در تشخيص گونههاي فراوان آن و سرانجام، نياز به زمان طولاني براي شمارش اختصاصي از جمله عاملهايي است كه بهرهگيري از اين باكتري را در تحليل كيفيت ميكروبي آب محدود كرده است. به تازگي براي شناسايي اين باكتري از توانايي آن در هيدروليز مادهي (MUG)glucoside-D-b-umbelliferyl-methyl-٤ در حضور استات تاليوم، اسيد نالديسيك و (TTC)chloride tetrazolium -H٢-triphenyl-٥,٣,٢ كه نتيجهي آن آزاد شدن فلوروژن در محيط مايع كه در حضور اشعهي فرابنفش قابل تشخيص است، استفاده ميشود.
يكي از كاربريهاي استرپتوكوكهاي مدفوعي در تحليل كيفيت آب، به عنوان شاخص مكمل ارزيابي كارآمدي تصفيهخانههاي آب است. به دليل مقاومت به نسبت زياد اين باكتريها در برابر خشكي، جست و جو و تعيين مقدار آنها، معيار با ارزشي براي كنترل شبكه در هنگام قطع و وصل آب و يا تعمير شبكه است. همچنين شناسايي اين باكتري در منابع آب، شاخصي براي تعيين راهيابي روانابها (off Run) به سفرههاي زيرزميني آب است. در سالهاي پاياني دههي هفتاد ميلادي (١٩٦٩) تلفيقي از تعداد شمارش شدهي استرپتوكوكهاي مدفوعي (FS) به همراه نتايج آزمون تعيين مقدار كليفرمهاي گرماپاي (FC) براي شناسايي منشا آلودگي توسط Geldriech و Kenner پيشنهاد شد. بنابر نظر اين پژوهشگران در صورتي كه مقدار FSFC از ٤ بيشتر باشد منشا آلودگي به طور قطع انساني و در حالتي كه مقدار آن از ٧/٠ كمتر باشد، سرچشمهي آلودگي حيواني ارزيابي ميشود و در مقادير بين دو عدد ياد شده، منشا آلودگي آميزهيي از مدفوع انساني و حيواني خواهد بود. مقادير ياد شده براي FSFC در مدفوع انسان و حيوانات بنابر نظر (١٩٦٩)Geldriech و Kenner تنها در ٢٤ ساعت و بنابر اعلام (١٩٩١)Poucher و همكاران تنها در چند ساعت پس از دفع برقرار بوده و با گذشت زمان تغيير خواهد كرد. محققان در افزوني و يا تقليل FSFC مدفوع با زمان هم عقيده نيستند. مطالعههاي (١٩٨٠)Duka و Kwan نشان ميدهد سرعت انهدام faecalis.E در خارج از دستگاه گوارش موجودات خونگرم بيشتر از باكتريهاي ليفرم است و به همين دليل با گذشت زمان مقدار FSFC به مقادير نزديك به ٤ كه گوياي منشا انساني آلودگي است، افزايش مييابد; در حالي كه (١٩٧٤) Mcfeters ,Bissonette و Jezeski بقاي faecium.E و faecalis.E را در محيط بيشتر از باكتريهاي كليفرم اعلام كردهاند. از ديگر سو مقدار نسبت اين باكتريهاي شاخص در آبهاي گندزدايي شده برحسب روش اندازهگيري و شمارش باكتريهاي استرپتوكوك و سرانجام بر پايهي دما و pH محيط متغير است، به گونهيي كه تعيين سرچشمهي آلودگي آبها و يا پسابهاي گندزدايي شده بر مبنايFSFC با خطا مواجه است. جان كلام آن كه مقدار FSFC و تشخيص منشا آلودگي براساس آن متاثر از عاملهاي متعددي است و تنها با تكيه بر آن نميتوان بر مسند قضاوت نشست.
بيهوازي، گرم مثبت، اسپورزا، ميلهيي شكل، احيا كنندهي سولفات و عدم توانايي تحرك در محيط ، توانايي تخمير لاكتوز و توليد گاز ازن و همچنين تخمير طوفاني شير از ويژگيهاي اين باكتري است. اسپورهاي اين باكتري دماي داشته و ميتواند مسموميت غذايي و گاز گانگرن در انسان ايجاد كند. استفاده از اين باكتري به عنوان شاخص آلودگي آب براي اولين بار در سال ١٨٩٩ توسط Klein و Houston پيشنهاد شد. مقاومت بيشتر در برابر كلر و شرايط نامساعد محيطي، اين باكتري را به يكي از شاخصهاي ارزيابي چگونگي كاركرد تصفيهخانههاي آب و به ويژه تشخيص آلودگي قديمي منابع آب معرفي كرده است. در عمل، شناسايي prefringens.C در آب صاف شده، بيانگر نقص در فرآيند صافسازي است. حضور اسپور prefringens.C در آب، شاخص حضور كيست پروتوزئرها در آب بوده و به عنوان يكي از معيارهاي مناسب براي شناسايي آلودگي ميكروبي آب در مناطق دوردست پذيرفته شده است. با اين حال از prefringns.C در تحليل كيفيت آب شرب در ايالات متحده استفاده نشده و اتحاديهي اروپايي آن را به عنوان يك شاخص مكمل پذيرفته است. سازمان جهاني بهداشت نيز شناسايي و تعيين مقدار روزانهي آن را در پايش شبكههاي توزيع آب شهري توصيه نكرده است. مقاومت زياد اسپور اين باكتري در برابر كلر، تعليق مجدد اسپورها در نواحي ساحلي بر اثر جست و خيز شناگران، دوام طولاني اسپورها در محيطهاي آبي و در نتيجه عدم امكان تشخيص زمان آلودگي و سرانجام دشواري آزمون و عدم شمارش دقيق تعداد اين باكتري در نمونههاي آب كه اغلب به يكي از روشهاي MPN ,plate Pour و صافيهاي غشايي انجام ميشود، از جمله علتهاي ناتواني اين باكتري به عنوان شاخص ميكروبي آب ياد شده است. آكتينوميستي شبيه به نوكارديا و هوازي است كه در فضولات گياهخواران و Perfringens Clostridium ٧٥ درجهي سانتيگراد را به مدت ١٥ دقيقه به راحتي تحمل ميكنند. prefringens.C كه به نام welchii.C نيز ناميده ميشود، تنها منشا مدفوعي Coprophilus Rhodcoccous محيطهاي آبي يافت ميشود. در مدفوع انسان، گربه، بوقلمون و موش ديدهنشده در حالي كه در فضولات گاو، گوسفند، خوك و اسب به وفور شناسايي و شمارش شده است و از اين رو به عنوان شاخص آلودگي به حيوانات اهلي مورد توجه است. بقاي اين باكتري در محيطهاي آبي به مراتب بيشتر از coli.E و Enterococous است، به طوري كه دوام آن در آبهاي آلوده تا بيش از صد روز نيز گزارش شده است و به همين دليل حضور آن در منابع آب شاخص آلودگي به حيوانات خانگي در نواحي پرت و دور دست است در حالي كه شناسايي آن به همراه خواهد بود.
دورهي كمون به نسبت طولاني (١٨-١٧ روز) همراه با دشواريهاي شناسايي و شمارش، بهرهگيري از اين باكتري را در زمرهي شاخصهاي متداول و رايج كنترل كيفي، ناممكن و غيرعملي ساخته است، اما با اين حال در انتخاب و ارزيابي منابع آب براي تامين آب روستاها، جست و جوي اين باكتري مشخصكنندهي كيفيت ميكروبي منابع آب بويژه از نظر احتمال آلودگي به فضولات حيواني خواهد بود.
اين باكتري كه براي اولين بار در سال ١٩١٢ توسط Tissier شناسايي و معرفي شد، باكتري گرم مثبت، ميلهيي شكل، بيهوازي، فاقد آنزيم كاتالاز و عدم توانايي اسپورزدايي است. در مدفوع انسان، خوك، گوسفند و گاو يافت ميشود، در حالي كه در فضولات اسب، ماكيان، گربه و سگ ديده نشده است. تا سال ١٩٩٧ هفده گونه از اين باكتري كه همگي آنها قادر به تخمير قند سوربيتول هستند، شناسايي شده است. برخي از گونههاي اين باكتري نظير در هر گرم مدفوع مرطوب حضور دارند.
بهرهگيري از Bifidobacteria در تحليل كيفيت ميكروبي آب براي اولين بار در سال ١٩٥٨ توسط Mosel پيشنهاد شد. ويژگي زيست بيهوازي و در نتيجه عدم توانايي كثير در خارج از بدن ميزبان، دارا بودن منشا مدفوعي و قدرت بالاي تخمير لاكتوز، از مشخصههاي مناسب اين باكتري به عنوان شاخص آلودگي به ويژه در مناطق گرمسيري كه فراواني باكتريهاي تخميركنندهي لاكتوز با منشا غيرمدفوعي در محيطهاي آبي بيشتر است، اعلام شده است. در مقابل دوام اندك در محيط، آسيبپذيري و حساسيت زياد آن به كلر، دشواري روشهاي كشت بيهوازي باكتريها و سرانجام فقدان محيط كشت انتخابي مناسب، از نقيصههاي اين باكتري در تحليل كيفيت ميكروبي منابع آبي است.
باكتري هوازي، گرم منفي، ميلهيي شكل با اندكي خميدگي به ابعاد mm٤-٤/١ * mm٥/١-٥/٠ ، فاقد توان اسپورزايي و واجد آنزيمهاي كاتالاز و اكسيداز بوده، در ماي ٤٢ درجهي سانتيگراد به خوبي رشد ميكند و در دماي ٤ درجهي سانتيگراد رشد آن متوقف ميشود. قادر به احياي نيترات و نيتريت است و از استامين، گاز آمونياك آزاد ميكند. كازئين را هيدروليز كرده اما قادر به هيدروليز نشاسته نيست. توليد پيگمان سبز ـ آبي Pyocyanin و يا Fluorescent fluorescin Pigment و يا هر دوي آنها از ويژگيهاي ديگر اين باكتري است.
شمار ميرود و قادر به تجزيهي انواع گوناگوني از مواد آيي است و در برابر گندزداها و آنتيبيوتيكها نيز به نسبت مقاوم است. عفوني شدن زخمها، گوش، دستگاه ادراري، دستگاه تنفس و مننژيت به اين باكتري نسبت داده شده است. موارد متعددي از عارضهها و بيماريهاي ياد شده به همراه جوشهاي چركي خارشدار، بر اثر ابتلاي شناگران به اين باكتري ديده شده است و از اين رو به اندازهگيري و شمارش آن در شناگاهها، به عنوان يكي از شاخصهاي مهم كيفيت آب در اماكن تفريحي آبي تاكيد ميشود. به دليل حضور فراوان در محيط و توانايي تكثير در محيطهاي مختلف و از جمله منابع آب، كمتر به عنوان شاخص ميكروبي آب در شبكههاي توزيع مورد توجه است. با اين حال اتحاديهي اروپايي، IBWA و سازمان جهاني بهداشت بر فقدان اين باكتري در آبهاي بطري شده، به عنوان يكي از معيارهاي كيفي آبهاي بستهبندي، مهر تاييد زدهاند. حضور اين باكتري در Biofilm و در مجموعهي باكتريهاي هتروتروف آن را به يكي از شاخصهاي مناسب براي كنترل فرآيند و تعيين كارآمدي و چگونگي عملكرد تاسيسات آبرساني تبديل كرده است. سازمان جهاني بهداشت، تعيين مقدار اين باكتري را به عنوان معيار خوردگي لولههاي و اتصالات غير فلزي تاسيسات آبرساني معرفي كرده است.
باكتريهاي بيهوازي،گرم منفي و فاقد توان اسپورزايي هستند كه به تعداد بيشتري از باكتريهاي كليفرم در مدفوع انسان و حيوانات وجود دارند(١٠١١ - بيشتر از باكتريهاي كليفرم است. اين نوع باكتري از پنج گونه مشتمل بر: تشكيل شده است كه گونهي fragilis.B آن در مدفوع انسان فراوانتر است. دشواري كشت بيهوازي و سرعت مرگ و مير بيشتر آن در مقايسه با باكتريهاي كليفرم، از محدوديتهاي اين باكتري به عنوان شاخص آلودگي ميكروبي آب است. باكتريوفاژها، ويروسهايي هستند كه ميزبان آنها باكتري است و از نظر شكل ساختماني و اجزاي سلولي، همانند ساير ويروسها، از DNA و يا RNA به همراه پوشش پروتئيني (Capsid) برخوردارند. شكل مكعبي با سر و دم و ساير ضمايم، كه اندازهي آنها را بين ٢٥ تا١٠٠ نانومتر متغير ساخته است، از ديگر ويژگيهاي باكتريوفاژها است. bovis.E نشاندهندهي آلودگي جديد منابع آب به مدفوع حيوانات خانگي Bifidobacteria adolescentis.B و breve.B تنها در مدفوع انسان و به تعداد ١٠٧ تا ١٠١١ عدد aeriginosa Pseudomonas aeriginosa.P باكتري فرصت طلب و در زمرهي باكتريهاي هتروتروف به Bacterioides ١٠٧ عدد در هر گرم مدفوع مرطوب)، اما سرعت مرگ و مير آنها در محيط diastonis.B , fragilis.B ,ovatus.B ,thetaiotaomicron.B و vulgatus.B Bacteriophages بهرهگيري از باكتريوفاژها به عنوان شاخص آلودگي آب، به طور عمده به دوگروه: فاژهاي سوماتيك (phages Somatic)، كه باكتري coli.E را از طريق ديوارهي سلولي (phages Somatic) آلوده ميكنند و فاژهاي specific -F RNA كه از طريق پيليهاي جنسي وارد سلول باكتري coli.E ميشوند، حدود ميشود و به دليل آن كه باكتريهاي كليفرم به تعداد فراوان از طريق مدفوع دفع ميشوند (پنجرهي ١)، جست و جوي اين فاژها، كه به نام كليفاژ نيز معروفند، معيار شدت آلودگي فاضلاب خواهد بود. از فاژهايي كه باكتري حيوانات حضور دارند، نيز به عنوان شاخص آلودگي استفاده ميشود. در مقايسه با كليفرمها، دوام بيشتر فاژها در محيط، سبب شده است تا تعيين مقدار آنها با هدف تعيين كارآمدي تصفيهخانههاي آب و همچنين ارزيابي وضعيت آلودگي سفرههاي زيرزميني آب نيز توصيه شود.
مراجع
.٤٨M manual AWWA ,"Pathogens
and quality Water" (١٩٩٤)Association Works Water American .٢
,Liss -Wiley ,"microbiology Wastewater" (١٩٩٩).G Bitton .٣
.edition Second
cambridge ,"industry water the & Protozoa" (١٩٩٢).R.C Curds .٤
.press university
manual Guidance" (١٩٩٩)Agency Protection Environmental .٥
EPA ,water of Office "Provisions Turbidity :rule treatment
.٠١٠-٩٩-R-٥٨١٥
.٠٠١-٠٠-B-٨٢٢
,"system distribution your and EPA".٧
pure ,water Bottled" (٢٠٠١)Adminestration Drug & Food .٨
.FDA ,"?hypes pure or drink
and index coliform The" (١٩٩٧).N Gray & .C Gleeson .٩
.Spon FN & E ,"disease waterborne
, "Bacteria (HPC)Count Plate Heterotrophic".١٠
drinking for Guidelines" (١٩٩٦)Organization Health World .١١
,"information supporting other and criteria Health , quality water
.Geneva ,٢ .Vol ,WHO
quality water Drinking "(٢٠٠٠)Organization Health World .١٢
.Geneva ,WHO ,"pakage training ,guidelines
drinking for Guidelines" (١٩٩٧)Organization Health World .١٣
,"supplies community of control and Survellance ,quality water
.Geneva,WHO ,٣.Vol ,edition th٢
for Draft Final , "environment water-recreational similar
WHO ,consultation